<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>

	<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" version="2.0">

	<channel>

	<title>حكمت ناب صدرایی</title>

	<description>حكمت ناب صدرایی Rss Feed</description>

	<link>https://hussainiblog.farsiblog.com/</link>

	<language>Fa</language>

	<generator>farsiblog.com</generator>

	<lastBuildDate>2024-11-08T12:07:08+03:30</lastBuildDate>
	<item>
		<title><![CDATA[چیستی رابطه عقل و ایمان]]></title>
		<description><![CDATA[<p><strong><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;">نویسنده : تابعدار حسین هانی</span><br />چكیده</strong></p>
<p>یكی از پرسشهای اساسی كه همواره انسان ها در طول تاریخ به آن مواجه بوده اند آن است كه آیا داده های عقلی انسان با دین و شریعت (معارف وحیانی) سازگاری دارند؟ یا اینكه باید یكی از آنها را بر دیگری قربان كرد ؟ به نظر می رسد مفهوم واژه ایمان برای بشر یك مفهوم مبهی نیست و در فهم این مفهوم هیچ ابهامی ندارد اما حاكم شدن عقلانیت و ژرف اندیشی ، تفاسیر و برداشت های مختلف و حتی گاهی منجر به تضاد نیز شده است ، بعضی پرسشهای كه در این زمینه مطرح می شوند به این قرار است : آیا در ماهیت ایمان معرفتی وجود دارد یا نه؟ آیا عقل مولد ایمان است یا بالعكس ؟ آیا عقل مانع ایمان است یا حافظ ایمان ؟ آیا عقل ایمان را رشد و پرورش میكند یا متزلزل می كند ؟ آنچه مسلم است تعارض ظاهری بین این دو منبع در برخی مواردی است كه باعث شد كه بعضی دین ستیزی و دیگری به خرد ستیزی را دنبال كنند . این اختلاف باعث شد كه رویكرد های گونا گون به مسئله عقل و ایمان به وجود آمد ، این اختلاف بصورت كلی خودش را میان عقل گرایی و ایمان گرایی بروز داد ، فلاسفه غرب عقل گرایی به دو قسم تقسیم كردند حد اكثری و انتقادی اما میشود عقل گرایی اعتدالی را اضافه كرد ، عقل گرایی حد اكثری در طول تاریخ در نظرات دانشمندان شرق و غرب دیده می شود و &nbsp;معیار حداكثری را بیشتر قبول دارند اما می شود قائلین به این معیار را به دو دسته تقسیم كرد ، كسانی كه با این معیار سعی داشتند كه اثبات كنند كه گزاره های دینی قابل اثبات عقلانی نیستند تا موضع عقل گرایی خویش را حفظ كنند و مایل به دلیل گرایی شدند كه این قسم را به جای خود خواهیم پرداخت ، گروه دیگری كسانی اند كه تلاش شان این بوده كه هم آهنگی عقل و ایمان را اثبات كنند ، لذا خود قائلین به عقل گرایی حد اكثری به چند دسته تقسیم می شوند كه عبارت اند : از كسانی كه با سازگاری عقل و ایمان مخالف اند و دیگری كسانی كه باسازگاری و هم آهنگی عقل و ایمان موافق اند ، دسته دوم را می توان باز تقسیم كرد كسانی كه قایل به این اند كه سازگاری به طور كلی است و دسته دیگر این سازگاری را به طور جزی می پذیرند .</p>
<p>نظر ایمان گرا این است كه از نظامهای اعتقادات دینی موضوع ارزیابی و سنجش عقلانی قرار نمی گیرد ، قایل به انتقادی می گویند ؛ منظور از این عنوان این است كه نظامهای اعتقادات را می توان و می باید مورد نقد و ارزیابی&nbsp; قرار داد ، اگرچه اثبات قاطع چینین نظامهای امكان پذیر نیست ، دلیل گرا معتقداند باوجود ادله ناكافی نباید آموزه های دینی را پزیرفت ، منابع اصیل اسلامی ، با وجود آنكه عقل را حجتی الهی می خوانند ، بر محدویتهای عقل تاكید می ورزند و گونه ای از عقل گرایی را می پرورانند كه می توان آن را (( عقل گرایی اعتدالی)) نامید ،</p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>مقدمه </strong></p>
<p>چیستی ایمان و ارتباط ایمان با عقل از دیر زمان تاكنون میان ادیان مورد اختلاف بوده است كه باعث اعتقادات ، افكار و رفتارهای مختلف در جوامع انسانی شده است ، بعضی ادیان با عقل ستیز بوده اند و میان عقل و ایمان&nbsp; قائل به بیگانگی شده اند كه به این طائفه ایمان گرا گفته می شود و بعضی دیگر ماهیت ایمان را معرفتی و عقلانی دانسته و باورهای ایمانی را قابل استدالال می دانند و برای این گروه اصطلاح عقل گرا به كار می رود .</p>
<p>به نظر می رسد مفهوم واژه ایمان برای بشر یك مفهوم مبهی نیست و در فهم این مفهوم هیچ ابهامی ندارد اما حاكم شدن عقلانیت و ژرف اندیشی ، تفاسیر و برداشت های مختلف و حتی گاهی منجر به تضاد نیز شده است ، بعضی پرسشهای كه در این زمینه مطرح می شوند به این قرار است : آیا در ماهیت ایمان معرفتی وجود دارد یا نه؟ آیا عقل مولد ایمان است یا بالعكس ؟ آیا عقل مانع ایمان است یا حافظ ایمان ؟ آیا عقل ایمان را رشد و پرورش میكند یا متزلزل می كند ؟ در این نوشتار سعی می شود كه پاسخ به این پرسشها داده شود تا چیستی ترابط عقل و ایمان روشن شود .</p>
<p><strong>تاریخچه</strong></p>
<p>یكی از پرسشهای اساسی كه همواره انسان ها در طول تاریخ به آن مواجه بوده اند آن است كه آیا داده های عقلی انسان با دین و شریعت (معارف وحیانی) سازگاری دارند؟ یا اینكه باید یكی از آنها را بر دیگری قربان كرد ؟ آنچه مسلم است تعارض ظاهری بین این دو منبع در برخی مواردی است كه باعث شد كه بعضی دین ستیزی و دیگری به خرد ستیزی را دنبال كنند و در طول تاریخ این نزاع صورتهای مختلف داشته كه عبارتند از : &nbsp;فلسفه و دین ، عقل و شریعت&nbsp; عقل و وحی&nbsp; یا تعارض بین علم و دین . (1)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>1 ۔ كلام جدید یوسفیان ص 222</p>
<p>همانطور كه در نقل تاریخی آمده است درطول تاریخی كلام مسیحی دو سنت مطرح است ، سنت پولسی و سنت یوحنایی ، در تفكر پولس و یوحنا بنام عقلانیت وجود ندارد و تمامی مسیحیت یكی از این دو سنت دفاع می كند ، پولس در نامه هایش می گوید میان ایمان مسیحی و عقل تعارض وجود دارد ، یوحنا نیز می گوید آتن را به اورشیلیم چكار ؟ از همان آغاز مسحیت تا این دوران ، این ناسازگاری بوده است .</p>
<p><strong>اصطلاح شناسی</strong></p>
<p><strong>عقل و وحی</strong></p>
<p>واژه عقل در علوم در معانی گونا گونی به كار می رود و در میان آنها معانی كه در مباحث كلام جدید استعمال می شود گاه مقصود از عقل همه معارفی استكه از راههای ھمگانی كسب معرفت حاصل آیند و مقصود از وحی ، آن دسته از شناختهای است كه گروهی خاص از انسانها از راه ویژه به دست می آورند . (1)</p>
<p><strong>عقل و دین</strong></p>
<p>عنوانی است كه می تواند مباحث مربوط به عقل و وحی را در خود جای دهد و از این اصطلاح بیشترین دانشمندان شرق و غرب استفاده كرده اند ، بعضی به این عنوان با این استدلال كه اصلا عقل و دین قسیم نیستند انتقاد گرفته اند . (2)</p>
<p><strong>فلسفه و دین</strong></p>
<p>رابطه عقل و وحی در آغازین روزهای تفكرفلسفی بشر در قالب (رابطه فلسفه و دین) جلوه گر شده است ، بسیاری از دینداران ، آموزه های فلسفی را با تعلیمات پیامبران مغایر دانستند و فیلسوفان برای اثبات سازگاری سعی زیاد كردند ، به هر حال ، اگر منظور از فلسفه ، مطلق معارف عقلانی در مقابل معارف وحیانی باشد ، رابطه دین و فلسفه دقیقا معنای رابطه عقل و وحی و عنوان دیگری برای همین بحث خواهد بود . (3)</p>
<p><strong>علم و دین</strong></p>
<p>یكی از مباحث اصلی كلام جدید معاصر نسبت میان علم و دین است ، اگر منظور از علم (علم تجربی) باشد ، علم و دین زیر مجموعه از مبحث عقل و وحی خواهد بود و اگر منظور از علم مطلق دانشهای باشدكه از راههای ھمگانی كسب معرفت حاصل می شوند ، عنوان علم و دین دقیقا عنوان عقل و وحی خواهد بود . (4)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>1 ۔ كلام جدید یوسفیان ص 224&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 2 ۔ ھمان</p>
<p>3 ۔ همان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 4 ۔ همان</p>
<p>قبل از اینكه رابطه عقل و ایمان را مطرح كینم ، لازم است كه توضیح مختصری درباره مفردات این عنوان را بیان نماییم .</p>
<p><strong>چیستی عقل</strong></p>
<p><strong>عقل در لغت</strong></p>
<p>عقل در لغت&nbsp; به&nbsp; دو معانی به كار رفته است ؛</p>
<p>اول ؛ به معنای (حبس) ، (ضبط) ، (منع) و (امساك) است .</p>
<p>بنا بر این عاقل كسی گفته می شود كه هوای نفس خویش را حبس كرده است .</p>
<p>دوم ؛ &nbsp;به معنای (تدبر) ، (حسن فهم) ، (ادراك) و انزجار نیز استعمال شده است . (1)</p>
<p><strong>عقل در اصطلاح</strong></p>
<p>عقل در اصطلاح به معنای مختلف به كار رفته است و هر علم منظور از عقل معنای خاصی در آن علم را در نظر می گیرد ، ما در اینجا بخاطر اختصار فقط معنای مورد نظر را بیان می نماییم .</p>
<p>عقل عبارت است از (عقل استدلال گر) ، (محصولات عقل نظری و عملی) و (محصولات عقلانیت ابزاری) (2)</p>
<p>توضیح مطلب ؛</p>
<p>گاهی مراد از عقل در این بحث ؛ عقلی است كه نسبت به ارزش ها و خوب و بد هیچ موضعی ندارد كه ھمان عقل استدلاگر است ، گاهی مراد از عقل محصولات و دست آوردهای عقل نظری و عملی است و گاهی عقل یك ابزار است كه انسان را در مقاصد و برنامه های خویش كمك می كند و این در ارزشها و در بدی و خوبی هییچ نقشی ندارد ، در اصطلاح جامعه شناسی عقلانیت ابزاری گفته می شود ۔ (3)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>1 ۔ عبدالحسین خسروپناه مسائل جدیدكلامی ج 3 ص 189</p>
<p>2 ۔ ۔ عبدالحسین خسروه پناه ج 3 ص&nbsp; 192&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 3 ۔ همان</p>
<p><strong>چیستی ایمان</strong></p>
<p>&nbsp;تعریف ایمان، قرن&zwnj;ها میان متکلمان، فیلسوفان و الهی&zwnj;دانان مسلمان و مسیحی و پیروان دیگر ادیان اختلاف&zwnj; نظرهای جدی وجود داشته و دارد ، بیشترین اختلاف&zwnj; ها بر سر داخل کردن سه موضوع در تعریف ایمان است : علم ، اراده و عمل ، اما به نظر می&zwnj; رسد ایمان چیزی بیش از علم است و عمل خارجی در آن دخالتی ندارد. ایمان تصدیق قلبی است که به اراده و اختیار انسان و در پی علم یا باور تحقق می&zwnj;یابد و عمل خارجی از لوازم ایمان است و نه جزء ماهیت آن ، همین طور اقرار ایمان به زبان .&nbsp;</p>
<p><strong>چیستی رابطه عقل و ایمان</strong></p>
<p>همان طور كه قبلا گذشت یكی از مسائل مهم در كلام جدید معاصر بحث رابطه ایمان و عقل است ، در این مسئله پرسشهای مطرح است : آیا ایمان به اعتقاد دینی عقلانی است یا غیر عقلانی است ؟ اگر به فرض ما نتوانیم اعتقاد دینی را با اثبات كنیم ، ایمان به اعتقاد دینی معقول خواهد بود یا نه ؟</p>
<p>قطع نظر از اینكه میان عقل و ایمان چگونه رابطه برقرار است ، چیزی كه مسلم است ، رابطه عقل و ایمان دقیقا معنای رابطه (عقل و وحی یا عقل و دین) و عنوان دیگری برای همین بحث است .</p>
<p>چیزی كه مسلم است ، در كل تاریخ بشر هیچ بشری یافت نمی شود كه به طور كلی در فهم گزاره های دینی عقل را ناكارآمد یا نا معتبر جلوه دهد ، سرسخت ترین و افراطی ترین دشمنان عقل گرا نوع خاص عقل را مورد هجوم قرار داده اند ، مثلا پولس قدیس فقط عقل خاكی و آلوده با هوا و هوس را مورد حمله قرار داده است ، در اسلام نیز مثل اخباریون كه دشمنان سرسخت عقل بوده اند در عین حال بر حجیت عقل فطری تاكید ورزیده اند ، از سوی دیگر بعضی از عقل گرا معیار سنجش آموزه های دینی را فقط در حیطه عقل انحصار داده اند طائفه دیگری از آنها&nbsp; تا جای جلو رفتند كه آموزه های دینی را درمقابل عقل قرار داده اند .</p>
<p>این اختلاف باعث شد كه رویكرد های گونا گون به مسئله عقل و ایمان به وجود آمد ، ما در این جستار سعی میكنیم كه مهم ترین ها را در اینجا با اختصار به گرد بیاوریم .</p>
<p><strong>عقل گرایی</strong></p>
<p>عقل گرایی یك عنوان وسیع است كه در حیطه خود خیلی از ملحدان و مومنان و همچنین دانشمندان غربی و شرقی را جا می دهد ، برخی از دانشمندان غربی عقل گرایی را به دو شاخه تقسیم می كنند كه عبارت است از عقل گرایی حد اكثری و انتقادی ، (1) اما به نظر می رسد می توان تقسیم دقیق تر ارای كرد كه شامل عقل گرایی اعتدالی می شود .</p>
<p>&nbsp;1 ۔ كلام جدید یوسفیان ص 230</p>
<p><strong>عقل گرایی حد اكثری</strong></p>
<p>منظور از عقل گرایی حد اكثری این است كه (صدق اعتقادی را چنین معلوم كنیم كه جمیع عقلا قانع شوند)(1)</p>
<p>این نظر در طول تاریخ در نظرات دانشمندان شرق و غرب دیده می شود و این معیار را بیشتر قبول دارند اما می شود قائلین به این معیار را به دو دسته تقسیم كرد ، كسانی كه با این معیار سعی داشتند كه اثبات كنند كه گزاره های دینی قابل اثبات عقلانی نیستند تا موضع عقل گرایی خویش را حفظ كنند و مایل به دلیل گرایی شدند كه این قسم را به جای خود خواهیم پرداخت ، گروه دیگری كسانی اند كه تلاش شان این بوده كه هم آهنگی عقل و ایمان را اثبات كنند ، لذا خود قائلین به عقل گرایی حد اكثری به چند دسته تقسیم می شوند كه عبارت اند : از كسانی كه با سازگاری عقل و ایمان مخالف اند و دیگری كسانی كه باسازگاری و هم آهنگی عقل و ایمان موافق اند ، دسته دوم را می توان باز تقسیم كرد كسانی كه قایل به این اند كه سازگاری به طور كلی است و دسته دیگر این سازگاری را به طور جزی می پذیرند .</p>
<p><strong>عقل گرایی موافق با </strong><strong>ایمان</strong></p>
<p>همان طور كه قبلا گذشت برخی از دانشمندان عقل گرا غربی تلاش كردن كه هم آهنگی عقل و ایمان را اثبات كنند، وگزاره های دینی را موافق با عقل جلوه دهند ، اما بعضی این هم آهنگی و سازگاری را به كلی می دانند ، مانند ایمانوئل كانت و برخی این سازگاری را به طور جزی می پذیرند ، مانند توماس آكوئیناس ، جان لاك و ...</p>
<p><strong>سازگاری كلی عقل و ایمان </strong></p>
<p>این دیدگاه كه عقل و ایمان همواره بایكدیگر سازگاری دارند و هر چه كه متعلق ایمان است باید قابل اثبات عقلانی نیز باشد ، طرفدارن اندكی دارد ، یكی از میان طرفداران این دیدگاه چهره مهم متفكر غربی ، فیلسوف آلمانی ایمونوئل كانت است .</p>
<p><strong>عقل گرایی ایمانوئل كانت</strong></p>
<p>كانت قائل به این است كه میان عقل و ایمان سازگاری و هم آهنگی به طور كلی است و اگر جای دیدید كه گزاره های دینی با عقل سازگار نیستند ، بدان كه این گزاره دینی از آغاز گزاره دینی نبوده ، هر چه میان عقل و ایمان سازگاری ندارند ، كنار نهاده می شود و عقل و ایمان سازگاری كامل را دارا هستند . (2)</p>
<p>1 ۔ مایكل پترسون عقل و اعتقاد دینی ص 72</p>
<p>2 . سید حسین عظیمی دخت ، عقل و دین ص 14</p>
<p><strong>سازگاری جزئی عقل و ایمان</strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong>این دیدگاه كه میان عقل و ایمان سازگاری جزئی وجود دارد به این معنی است كه وحی متضمن مسائلی است كه از قلمرو عقل دور است و نمی توان همه مسائل وحیانی را با عقل اثبات كرد و ناچار برخی مسائل وحیانی را تعبدا بپذیریم ، این دیدگاه دارای بیشترین طرفداران شرق و غرب است ، كسانی از فیلسوفان غرب كه قایل به این دیدگاه شدند ، چهره معروف توماس آكوئیناس و جان لاك هستند و در سنت اسلامی متكلمان اسلامی و در فیلسوفان اسلامی می توان نام چهره معروف شیخ الرئیس ابن سینا را نام برد .</p>
<p><strong>عقل گرایی توماس آكوئیناس</strong></p>
<p>اعتقاد وی درباره آموزه های وحیانی این بود كه برخی آموزه های وحیانی فراتر از عقل اند و برهانی كردن به این آموزها تمسخر كردن به خویش از طرف بدینان و ملحدان است ، وی قایل به این است كه فهمیدن و اعتقاد داشتن دو حقیقت جدا اند ، ممكن است كسی فهمیده باشد اما اعتقاد و باور ندارد و بالعكس به چیزی اعتقاد و باور دارد اما درباره اش علم ندارد . (1)</p>
<p><strong>عقل گرایی جان لاك</strong></p>
<p>وی معتقد است كه میان عقل و ایمان سازگاری جزئی وجود دارد اما معیار میان این دو ، عقل است ، زیرا جای كه منافی یكدیگر اند ، تصمیم نهایی بر عهده عقل است و وحی فقط فراهم كردن مقدمات است . (2)</p>
<p>&nbsp; <strong>عقل گرایی ابن سینا</strong></p>
<p>در سنت كلامی و فلسفی اسلامی ، بیشترین متكلمین قایل به سازگاری جزئی میان عقل و ایمان اند ، مهم ترین چهره فلسفی قایل به این دیدگاه ابن سینا است .</p>
<p>وی قایل به این است كه مسائل مربوط به معاد دو گونه اند ، مسائلی كه عقل به این مسائل دسترس دارد و مسائل دیگری كه عقل به این مسائل دسترسی ندارد ، مسائلی كه عقل به آنها دسترس ندارد ، باید به این مسائل تعبدا ایمان آورد . (3)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>1۔ حسین عظیمی دخت ، عقل و دین ص 15</p>
<p>2 ۔ همان ص 17 الی 18</p>
<p>3 ۔ ابن سینا ، شفا ، ص 423</p>
<p><strong>عقل گرایی مخالف با ایمان</strong></p>
<p>عقل گرایانی كه مخالف با ایمان هستند ، همچون هیوم&nbsp; راسل ، كلیفورد&nbsp; نامبرد .</p>
<p><strong>عقل گرایی هیوم </strong></p>
<p>هیوم با مبنی گرایی تجربی اش با نفی علیت و زیر سوال بردن معجزات تمامی ایمان را به چالش فراخوانده است. (1)</p>
<p><strong>عقل گرایی كلیفورد (دلیل گرایی)</strong></p>
<p>پذیرفتن و براساس معیار عقل گرایی حد اكثری (صدق اعتقاد را چنین معلوم كنیم كه جمیع عقلاء قانع شوند) معتقد است كه اثبات همگانی و همه جایی اعتقادات دینی ممكن است اما شرط لازم رسیدن به ایمان ، عقل گرایی حد اكثری است (2) لكن این امر به خاطر مشاغل فراوان و گرفتاری های زندگی برای انسان ممكن نیست ، این نظر كلیفورد با دلیل گرایی پیوند خورده ، خلاصه دیدگاه كلیفورد ( همیشه و همه جا و برای همه كس ، اعتقاد به هر چیزی بر مبنای ادله ناكافی ، كاری نادرست است ) (3)&nbsp;</p>
<p><strong>عقل گرایی راسل (دلیل گرایی)</strong></p>
<p>راسل نیز عقل گرا حد اكثری دلیل گرا بود ، وی معتقد بود باوجود ادله ناكافی نباید آموزه های دینی را پزیرفت ، در نقل ها آمده كه روزی از برترند راسل پرسیدند : اگر پس از مرگ ، تو را پیشگاه خداوند حاضر كنند و بپرسند : به چه دلیلی ، وجود خدا و آموزه های وحیانی را باور نداشتی ؟ چه پاسخی خواهی داشت ؟ وی با خونسردی پاسخ داد : در جواب خواهم گفت : خدایا ادله ناكافی ۔ ادله ناكافی ! (4)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>1 ۔ حسین عظیمی دخت ، ص 18</p>
<p>2 ۔ خسره پناه ، مسائل كلامی جدید و فلسفه دین ، ج 3 ،ص 209</p>
<p>3 ۔ كلام جدید یوسفیان ، ص 232</p>
<p>4 ۔ همان</p>
<p><strong>ایمان گرایی</strong></p>
<p>منظور از این عنوان عبارت است : از نظامهای اعتقادات دینی موضوع ارزیابی و سنجش عقلانی قرار نمی گیرد.(1) به عبارت ساده پزیرش چیزی كه عقل نمی تواند آن را اثبات كند و عقلا مردود است ، بعضی ایمان گرایی را به چند دسته تقسیم می كنند كه ما وارد این بحث نمی شویم و فقط دیدگاهی مشهور را اینجا ذكر می كنیم .</p>
<p><strong>ایمان گرایی كركگور</strong></p>
<p>وی معتقد است كه برتر دانستن عقل از ایمان خطاء است ، ایمان برترین فضیلت است و این ایمان است كه انسان ساز است نه عقل ، ایمان از عقل بالاتر و برتر است و ایمان را در مقابل عقل قرار داد . (2)</p>
<p><strong>ایمان گرایی ویتگنشتاین</strong></p>
<p>ویتگنشتاین بر آن است كه برای فهم مفاهیم دینی باید وارد بازی زبانی دینی شویم ، یعنی در اعمال و مناسك&nbsp; آن دین وارد شویم و این زبانی مبتنی بر دلیل نیست ، یعنی آن را می پذیریم و با آن زندگی می كنیم و به این معنی دین بی دلیل است . (3) به عبارت ساده ورود به بدون دلیل است .</p>
<p><strong>ایمان گرایی عرفاء</strong></p>
<p>در آثار عرفاء سرزنش عقل چشمگیر است ، فلسفه را به طور كلی با وحی و شریعت ناسازگار می دانند ، در آثار مولانا روم فهم دین با عقل فلسفی كه خود مخلوقی از مخلوقات الهی است میسر و مطلوب نیست ، معیار و میزان قرار دادن عقل بشری برای فهم دین كار نادرست است ، در این مسیر حافظ شیرازی و شبستری نیز همگام مولانا دیده می شوند ، البته محكوم كردن عقل طرف عرفاء ، بیشترین موارد عقل مشایی است .</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>1 ۔ مایكل پترسون ، عقل و اعتقاد دینی ص 77</p>
<p>2 . حسین عظیمی دوخت ، عقل و دین ، ص 22 الی 23</p>
<p>3 ۔ محمد رضای ، رابطه عقل و ایمان ، ص 27 الی 28</p>
<p><strong>ایمان گرایی محدثین</strong></p>
<p>مرحوم مجلسی در جلد هشتم بحار الانوار تعقل یعنی فلسفه را به كلی با وحی و شریعت ناسازگار می داند و وی معتقد است اگر فلاسفه جای از دین و ضروریات دین سخنی دارند این سخنان از خوف مومنان معاصرشان بوده است .</p>
<p>همچنین ملا محسن فیض كاشانی معتقد است كه ضروریات در وحی است و بقیه اش در حدیث است و برای عقل لزومی ندارد . (1)</p>
<p><strong>نص گرایی</strong></p>
<p>اگر نص گرایی را زیر مجموعه ایمان گرایی ذكر كنیم به نظر می رسد بهتر است ، چون مكاتب وحیانی كه محور و مركزشان متون وحیانی است ، پیدایش مكاتبی می شود كه معنای ظاهری متون جمود می ورزند ، برخی از نص گریان مسلمان اهتمام به متون دینی بی اعتنایی كامل با عقل مساوی انگاشتند و افراط در نص گرایی را به انجا رساندند كه مواجه با حدیث بدون چون چرا و تعامل مورد احترام قرار دادند ، برخی دیگر تا جای جلو رفتند كه معنای سطحی متون را گرفتند و قایل به جسمانیت ذات اقدس تعالی شدند .</p>
<p><strong>عقل گرایی انتقادی</strong></p>
<p>منظور از این عنوان این است كه نظامهای اعتقادات را می توان و می باید مورد نقد و ارزیابی&nbsp; قرار داد ، اگرچه اثبات قاطع چینین نظامهای امكان پذیر نیست . (2)</p>
<p><strong>عقل گرایی اعتدالی</strong></p>
<p>منابع اصیل اسلامی ، با وجود آنكه عقل را حجتی الهی می خوانند ، بر محدویتهای عقل تاكید می ورزند و گونه ای از عقل گرایی را می پرورانند كه می توان آن را (( عقل گرایی اعتدالی)) نامید . (3)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>1 . ده رساله چاپ نشاط اصفهان ، بهار ، 137</p>
<p>2 ۔ مایكل پترسون ، عقل و اعتقاد دینی ، ص 86</p>
<p>3 ۔ كلام جدید یوسفیان ، ص 247</p>
<p><strong>فهرست منابع</strong></p>
<p>دكتر حسن یوسفیان <strong><em>كلام جدید</em></strong> چاپ سوم ، مهر (قم) صحافی زرین (قم) 1390 ، نشر سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) ، مركز تحقیق و توسعه علوم انسانی و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)</p>
<p>مایكل پترسون ، <strong><em>عقل و اعتقاد دینی</em></strong> ، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی</p>
<p>سید حسین عظیمی دخت ، مقاله عقل و دین ، <strong><em>مجله حوزه و دانشگاه</em></strong> / 33</p>
<p>ابن سینا <strong><em>الهیات شفا</em></strong> منشورات مكتبه آیه الله العظمی مرعشی نجفی 1404 ھ ق</p>
<p>عبدالحسین خسروه پناه <strong>&nbsp;<em>مسائل جدید كلامی و فلسفه دین</em></strong> چاپ دوم&nbsp; ناشر مركز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص) 1393</p>
<p>محمد رضایی ، رابطه عقل و ایمان یا فلسفه و دین ، <strong><em>مجله قبسات </em></strong>، بهار 1384</p>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2024-11-08T12:07:08+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[سیر زمان و مکان از فلاسفه یونان تا ملا صدرا]]></title>
		<description><![CDATA[<div class=" " style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14pt; font-family: 'comic sans ms', sans-serif;"><span dir="rtl" lang="AR-SA">بحث زمان و مکان از جمله مباحث ریشه دار و سنتی در تاریخ فلسفه است که در طول تاریخ اندیشه بشر، ذهن فلاسفه را از دوران یونان باستان به خود مشغول کرده چنان که آراء و اقوال بسیاری در این باب ابراز کرده اند. فلاسفه اسلامی نیز به سهم خود و به تأثیر از فیلسوفان یونان باستان به ویژه ارسطو، نظراتی در این باره ارائه کرده اند. ارسطو بحث از مکان را در کتاب&nbsp;<em>طبیعیات</em>و در نسبت با حرکت طبیعی، خلاء و زمان مطرح کرده است ، ارسطو معتقد است وجود حرکت، دلیل بروجود زمان است و اگر ما حرکت را ادراک نکنیم، زمان را ادراک نخواهیم کرد و هرچند زمان، عین حرکت نیست، ولی از حرکت نیز جدا نیست، یعنی بدون حرکت، زمان نخواهد بود برخلاف افلاطون مفهومی طبیعی از مکان ارائه میکند. ارسطوتحلیل افلاطون از زمان و مکان را نمی پذیرد و میکوشد بنا به ساختار جسم، زمان و مکان را تحلیل می کند ، او مکان را سطح مماس جسم حاوی و محوی میداند و در یک امر عرضی بہ آن بھاء می دھد و زمان را مقدارحرکت می داند، ابن سینا درصدد اثبات این نظر است که مکان هیولا، صورت بعد یا خلاء نیست، بنابراین نهایت سطح یاد شده است. او برای تثبیت این مفهوم، با انواع دلایل به رد خلاء اقدام می کند. از نظر ابن سینا انسان با التفات به وجدان، اندیشه و عقل درمی یابد که و زمان امری بدیهی و واقعی است نه موهوم، و براهین اقامه شده بر وجود زمان، صرفاً تنبیه و آگاهی بر وجود زمان هستند، وی زمان را واقعیت عرضی&nbsp; نه جوهری&nbsp; می داند که وابسته به موضوع حرکت و حرکت است، وی عامل اندازه گیری تجدد دائمی حرکت را زمان می نامد ، سهروردی گرچه در هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی خود بیشتر افلاطونی است، ولی از آنجا که می کوشد درک تمثیلی از طبیعت را کنار زند و تحلیل عقلانی را جایگزین آن سازد، در تحلیل زمان و مکان جانب ارسطو را میگیرد و همانند وی مکان را رابطه سطوح اجسام و زمان را مقدار حرکت میداند ۔۔۔۔۔۔</span></span></div>
<div class=" " style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14pt; font-family: 'comic sans ms', sans-serif;"><span dir="rtl" lang="AR-SA">&nbsp;</span></span></div>
<div class=" " style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14pt; font-family: 'comic sans ms', sans-serif;"><span dir="rtl" lang="AR-SA">برای دریافت مقاله ای کامل لینک زیر را کلک نمایید</span></span></div>
<div class=" " style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14pt; font-family: 'comic sans ms', sans-serif;"><a rel="nofollow" href="https://s25.picofile.com/file/8454621400/.pdf.html">https://s25.picofile.com/file/8454621400/.pdf.html</a></span></div>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2023-03-23T23:19:35+04:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[قضایه تحلیلی و تالیفی از نظر کانت و مقایسه آنها با حمل اولی و شائع در فلسفه اسلامی]]></title>
		<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span dir="rtl" lang="AR-SA">چكیده<br /><br /><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 14pt;">در این مقاله ، ابتدا مقدمتا سیر تاریخی اجمالی</span></span><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 14pt;"><span dir="rtl" lang="AR-SA">&nbsp;تقسیم&nbsp;</span><span dir="rtl" lang="AR-SA">قاضایا تحلیلی</span><span dir="rtl" lang="AR-SA">&nbsp;و&nbsp;</span><span dir="rtl" lang="AR-SA">تالیفی (</span><span dir="rtl" lang="AR-SA">ترکیبی</span><span dir="rtl" lang="AR-SA">)&nbsp;</span><span dir="rtl" lang="AR-SA">مطرح شده است</span><span dir="rtl" lang="AR-SA">&nbsp;، و اقسام و احکام قاضایا از نگاه کانت و مقایسه آن</span><span dir="rtl" lang="AR-SA">ها&nbsp;</span></span><span dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: 14pt;">با حمل اولی و شایع در فلسفه اسلامی و در آخر یک نتیجه گیری مختصر انجام شده است.</span><br /><br /><br /><span style="font-size: 14pt;">دریافت مقاله کامل لینک زیر را کلک نمایید</span><br /><br /><span style="font-size: 14pt;"><strong><a rel="nofollow" href="https://s25.picofile.com/file/8454622376/.pdf.html">https://s25.picofile.com/file/8454622376/.pdf.html</a></strong></span><br /></span></div>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2023-03-23T23:08:18+04:30</pubDate>
	</item>
</channel>
</rss>